درباره وبلاگ


بیا دختــــــرم
بیا زیبـــــــــــای بارانی
بیا که پدرت،پســــــــری تنهاست...

مدیر وبلاگ : . NaFa .
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چه پست هایی رو دوس داشتین؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
SEO
کوچه بی نام





میشه آدم دلش تنگ نشه؟!
از وقتی که یادم میاد روزام با دلتنگی گذشته...
یه روزایی کسایی رو مثلا کنارم داشتم
ولی انقد نامرد بودن که با بودنشونم دلتنگ میشدم
الان نیستن و دلتنگم،
فرقش با دلتنگیای اونموقع اینه که لاقل میدونم بخوام نخوام روزام همینه
بخوام نخوام روزام همینجوری میگذره
منتظر کسی نیستم که با یه پیامش دلتنگیم رفع بشه
منتظر کسی نیستم که صداش قلبمو تا اوج آرامش ببره
بخدا من از کسی هیچی نمیخواستم
فقط دلم میخواست آدمارو دوس داشته باشم
از دوس داشتنشون دلم خوشحال میشد
من یه قلب مهربون داشتم
یه قلبی که بی منت ناز میکشید
یه قلبی که عاشق ناز کشیدن بود
عاشق ناز کشیدن آدما
ولی آدما خیلی نامردن خیلی
من خیلی احساسی ام؟
بخدا توی هم سن و سالای خودم مردایی هستن 
تو این دور زمونه حتی خانومشونو کتک میزنن
مگه قلب من از اون قلبا هم بدتر بود؟
ینی قلب من انقد بدرد نخور بود که هیشکی قدرشو ندونست؟
ینی انقد ناز کشیدنتونو بلد نبود که زیرپاتون لهش کردین؟
حتما باید یکی از اون مردا قسمتتون میشد؟
من بی منت ناز میکشیدم
من رو سر کسی داد نمیکشیدم
من قلب کسی رو نمیشکستم
من نمیزاشتم کسی دلتنگ بشه
من نمیزاشتم کسی غصه بخوره
من مث یه پدر دلسوز بودم
من نازِ دخترو میفهمیدم
من بهونه هاشو بلد بودم
من غصه هاشو تک تک میدونستمو همشو به جون میخریدم
من شبایی که شکمش درد میکرد میفهمیدم باید چجوری باهاش رفتار کنم
با انگشتای بی جونم درداشو لمس میکردم،نازش میکردم
من غصه هاشو تو بغلم قایم میکردم 
ولی...
ولی عوضش قلب مهربونمو هیچکی نفهمید
از وقتی که یادم میاد خودم خودمو آروم کردم
خودم قلبمو تو بغلم گرفتمو نوازشش کردم
حتی همونایی که غصه هاشونو با همین قلب زخمی مرحم میشدم تنهام گذاشتن
تنهای تنها،خودم قلبمو بغل میگیرم
خودم دارم آرومش میکنم
خودم
خودم...




نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : غصه، قلب، قسمت، مهربون، دل، عاشق، زخم،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 8 خرداد 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()

به نظرم بدترین کار دنیا اینه که کسی رو
از ته دل دوست نداشته باشی ولی باهاش جوری
رفتار کنی که فکر کنه خیلی دوستش داری...
وقتی دلتنگته و بهت میگه دلم برات تنگ شده،
الکی تو هم بگی منم دلم برات تنگ شده!
وقتی از ته قلبش اومد گفت دوستت دارم،
الکی تو هم بگی منم دوستت دارم!
آخه مگه میشه ادم اونی که دوسش داره حتی
یه شاخه گل براش نگیره
اخه مگه میشه آدم اونی که دوسش داره
حتی هزار تومن بخاطرش خرج نکنه
آخه مگه میشه آدم اونی که دوسش داره سر جمع
تو چندین ماه به تعداد انگشتای یه دست بهش زنگ نزنه...
من نمیدونم ادما چطور دلشون میاد به کسی که
از ته دل دوسشون داره دروغ بگن،چطور دلشون میاد
ساعت ها دلتنگش بزارن و به زور بهش یه پیام بدن...
د آخه لامصب اونی که باهاته درخت نیست آدمه!
حتی یه درختو بری چن ماه جلوش وایسی و
با اخم نگاش کنی بهت قول میدم بعد از یه مدت
شاخ و برگش خشک و پژمرده میشه...
با قلب این ادما بازی نکنید
اینا اگه مث شماها بودن،
به محض اینکه دستشون به تنتون میخورد
ولتون میکردن و میرفتن دنبال نفر بعدی!
هی...
بله ولت نکرد،
نرفت،
عوضش چی،
الان خودت اونو ولش میکنی میری؟؟؟
الان سراغ کی رفتی؟
کنار کی هستی؟
الان تنهاش گذاشتی؟
افتخار میکنی به کارایی که باهاش کردی؟
اشکال نداره،
دنیاست دیگه 
ممکنه یه وقتی،
یه جایی،
یکی مث خودت سر راهت بزاره،
با تنت بازی کنه و ولت کنه بره دنبال یکی دیگه،
اون وقته که میفهمی بازی کردن با دل آدما یعنی چی!





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : دل، الکی، ساعت ها، درخت، پژمرده، تن، افتخار،
لینک های مرتبط :


شنبه 6 اردیبهشت 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()

هرکه را نیست میسر که دل از دانه کند
عمر بیحاصلش از رود زمان میگذرد
تلخی و شادی ایام به مسکین و غنی
بگذرد بر همه حتی به شهان میگذرد




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : مسیر، دل، دانه، عمر، مسکین، غنی، سه،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 16 اسفند 1397 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات