P o o n e H

یاد بگیریم


باید یاد بگیریم حتی اگر رابطه هایمان به بن بست رسید،
به احترام خاطراتمان هم که شده به همدیگر بی حرمتی نکنیم،
سختی تمام کردن و فراموش کردن را با لعن و نفرین آسان نکنیم،
این همه روز را با محبت به هم گذراندید،
صبح بخیر و شب بخیرها،
این همه روز از برگ گل نازک تر نثار هم نکردید،
به احترام اینها،
به احترام شخص خودتان،
شخصیت خودتان را در چند جمله بی ارزش و کوچک جای ندهید،
رابطه را دست در دست هم همچون یک خانه ی زیبا ساخته اید،
در آن ساکن شدید،
قهوه دم کردید،
کنار یکدیگر لذت بردید و عشق کردید،
حالا به هر دلیل میخواهید این خانه را ترک کنید،
حتما که نباید دسترنج روزهای زیبای زندگیتان را با یک تلنگر ویران کنید،
بگذارید آنهمه دوستت دارم هایی که روی دیوارش حک کردید یادگاری بماند،
اگر هنوز نمی دانیم چطور یک رابطه را به درستی پایان دهیم،
پس حتما شروع یک رابطه ی جدید و سالم را هم نیاموخته ایم،
همین میشود که وقتی بعد از عمری پشت سرمان را نگاه می کنیم،
به جای یک موزه ی زیبا،
یک شهر ویران شده را می بینیم.



  • نظرات() 
  • پونه


    حالم خیلی بده,حتی توی خواب مژه هام خیس اشک میشه
    نای نوشتن ندارم...



  • نظرات() 
  • خیالبافی


    ما عادت داریم به ترجمه کردن رفتار دیگران!
    اگر اینطور نبود،اگر تا تقی به توقی نمیخورد از
    رفتارهای کسی که به تازگی یک جای زندگیمان
    پیدایش شده برداشت های عاشقانه نمیکردیم
    و بعضی شب ها تا صبح روی فلان حرف یا
    رفتارش حساس نمیشدیم و داستانی که
    دوست داشتیم  را نمی ساختیم و ذوق نمیکردیم...
    اینهمه آدم اسیر عشق های یکطرفه،اطرافمان نبودند؛
    اشتباهمان اینست که فرصت نمیدهیم آدمها به زبان بیایند،
    تا نگاه مهربان دیدیم خیال میکنیم عاشقانه است
    تا کمی توجه و حمایت دیدیم دلمان به عشقی گرم میشود که
    توی ذهنمان ساختیم و باورش کردیم
    تا اسمش را صدا کردیم و در پاسخ "جانم" شنیدیم دلمان لرزید و
    عشق آمد نشست روی شانه هایمان
    اما این برداشت های اشتباه یکجا راه درست را پیدا میکنند و
    دستشان رو میشود آن وقت اسمشان را میگذارند "سوء تفاهم" و
    هیچ کاری هم از دستت برنمی آید
    وقتی کسی اسمش را صدا زد و جانم شنید
    وقتی نگاه هایی که تو تحویل گرفتی به دیگری سپرد
    وقتی فهمیدی آهنگ عاشقانه ای که برایت فرستاد برای دیگران هم ارسال شده
    وقتی به خودت آمدی و دست پیش بینی هایت رو شد،
    تازه آن وقت می نشینی و کلاف دلخوشی هایت را میشکافی،
    غصه میخوری و به حماقت خودت توی آینه میخندی
    اما یاد میگیری تا آدمها با زبان خودشان خیلی چیزها را نگفته اند از
    رفتارهای نامفهوم و اتفاق های پیش پا افتاده ی عادی چیزی که دلت میخواهد نسازی و ناراحت یا دلخوش نشوی...



  • نظرات() 


  • تبادل لینک اتوماتیک

    Online User

    Navvab M.


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :