P o o n e H tag:http://puni.mihanblog.com 2018-04-21T20:19:01+01:00 mihanblog.com یاد بگیریم 2018-04-19T18:00:42+01:00 2018-04-19T18:00:42+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/141 Navvab M. باید یاد بگیریم حتی اگر رابطه هایمان به بن بست رسید،به احترام خاطراتمان هم که شده به همدیگر بی حرمتی نکنیم،سختی تمام کردن و فراموش کردن را با لعن و نفرین آسان نکنیم،این همه روز را با محبت به هم گذراندید،صبح بخیر و شب بخیرها،این همه روز از برگ گل نازک تر نثار هم نکردید،به احترام اینها،به احترام شخص خودتان،شخصیت خودتان را در چند جمله بی ارزش و کوچک جای ندهید،رابطه را دست در دست هم همچون یک خانه ی زیبا ساخته اید،در آن ساکن شدید،قهوه دم کردید،کنار یکدیگر لذت بردید و عشق کردید،حالا به هر دلیل میخ

باید یاد بگیریم حتی اگر رابطه هایمان به بن بست رسید،
به احترام خاطراتمان هم که شده به همدیگر بی حرمتی نکنیم،
سختی تمام کردن و فراموش کردن را با لعن و نفرین آسان نکنیم،
این همه روز را با محبت به هم گذراندید،
صبح بخیر و شب بخیرها،
این همه روز از برگ گل نازک تر نثار هم نکردید،
به احترام اینها،
به احترام شخص خودتان،
شخصیت خودتان را در چند جمله بی ارزش و کوچک جای ندهید،
رابطه را دست در دست هم همچون یک خانه ی زیبا ساخته اید،
در آن ساکن شدید،
قهوه دم کردید،
کنار یکدیگر لذت بردید و عشق کردید،
حالا به هر دلیل میخواهید این خانه را ترک کنید،
حتما که نباید دسترنج روزهای زیبای زندگیتان را با یک تلنگر ویران کنید،
بگذارید آنهمه دوستت دارم هایی که روی دیوارش حک کردید یادگاری بماند،
اگر هنوز نمی دانیم چطور یک رابطه را به درستی پایان دهیم،
پس حتما شروع یک رابطه ی جدید و سالم را هم نیاموخته ایم،
همین میشود که وقتی بعد از عمری پشت سرمان را نگاه می کنیم،
به جای یک موزه ی زیبا،
یک شهر ویران شده را می بینیم.

]]>
پونه 2018-04-16T13:15:32+01:00 2018-04-16T13:15:32+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/152 Navvab M. حالم خیلی بده,حتی توی خواب مژه هام خیس اشک میشهنای نوشتن ندارم...

حالم خیلی بده,حتی توی خواب مژه هام خیس اشک میشه
نای نوشتن ندارم...
]]>
خیالبافی 2018-04-15T12:00:30+01:00 2018-04-15T12:00:30+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/149 Navvab M. ما عادت داریم به ترجمه کردن رفتار دیگران!اگر اینطور نبود،اگر تا تقی به توقی نمیخورد ازرفتارهای کسی که به تازگی یک جای زندگیمانپیدایش شده برداشت های عاشقانه نمیکردیمو بعضی شب ها تا صبح روی فلان حرف یارفتارش حساس نمیشدیم و داستانی کهدوست داشتیم  را نمی ساختیم و ذوق نمیکردیم...اینهمه آدم اسیر عشق های یکطرفه،اطرافمان نبودند؛اشتباهمان اینست که فرصت نمیدهیم آدمها به زبان بیایند،تا نگاه مهربان دیدیم خیال میکنیم عاشقانه استتا کمی توجه و حمایت دیدیم دلمان به عشقی گرم میشود کهتوی ذهنمان ساختیم و

ما عادت داریم به ترجمه کردن رفتار دیگران!
اگر اینطور نبود،اگر تا تقی به توقی نمیخورد از
رفتارهای کسی که به تازگی یک جای زندگیمان
پیدایش شده برداشت های عاشقانه نمیکردیم
و بعضی شب ها تا صبح روی فلان حرف یا
رفتارش حساس نمیشدیم و داستانی که
دوست داشتیم  را نمی ساختیم و ذوق نمیکردیم...
اینهمه آدم اسیر عشق های یکطرفه،اطرافمان نبودند؛
اشتباهمان اینست که فرصت نمیدهیم آدمها به زبان بیایند،
تا نگاه مهربان دیدیم خیال میکنیم عاشقانه است
تا کمی توجه و حمایت دیدیم دلمان به عشقی گرم میشود که
توی ذهنمان ساختیم و باورش کردیم
تا اسمش را صدا کردیم و در پاسخ "جانم" شنیدیم دلمان لرزید و
عشق آمد نشست روی شانه هایمان
اما این برداشت های اشتباه یکجا راه درست را پیدا میکنند و
دستشان رو میشود آن وقت اسمشان را میگذارند "سوء تفاهم" و
هیچ کاری هم از دستت برنمی آید
وقتی کسی اسمش را صدا زد و جانم شنید
وقتی نگاه هایی که تو تحویل گرفتی به دیگری سپرد
وقتی فهمیدی آهنگ عاشقانه ای که برایت فرستاد برای دیگران هم ارسال شده
وقتی به خودت آمدی و دست پیش بینی هایت رو شد،
تازه آن وقت می نشینی و کلاف دلخوشی هایت را میشکافی،
غصه میخوری و به حماقت خودت توی آینه میخندی
اما یاد میگیری تا آدمها با زبان خودشان خیلی چیزها را نگفته اند از
رفتارهای نامفهوم و اتفاق های پیش پا افتاده ی عادی چیزی که دلت میخواهد نسازی و ناراحت یا دلخوش نشوی...
]]>
دور ریختنی 2018-04-12T04:43:04+01:00 2018-04-12T04:43:04+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/148 Navvab M. شاید نادرست باشد،اما جایی خواندم تمام سلول های انسان هرهفت سال یکبار جایگزین می شوند.سلول های جدید همیشه به من چسبیده اند اماتکلیف آن قدیمی هایی کههمراه خاطرات من بودند چه میشوند! لابد روزهایی که حواسم به آنها نبود وبه دنبال زندگی می دویدم پشت سرم می ریخته اند،یعنی می خواهم بگویم هر آدمی که از کنارتان رد میشوددر واقع گونی سوراخِ پر از سلولی است که اگر رد سلول هایی کهپشت سرش می ریزند را دنبال کنید به جایی می رسید کهشاید شبیه خانه باشد، شاید شبیه اداره، شاید شبیه نیکمت پارک یاهرجایی که

شاید نادرست باشد،
اما جایی خواندم تمام سلول های انسان هر
هفت سال یکبار جایگزین می شوند.
سلول های جدید همیشه به من چسبیده اند اما
تکلیف آن قدیمی هایی که
همراه خاطرات من بودند چه میشوند! 
لابد روزهایی که حواسم به آنها نبود و
به دنبال زندگی می دویدم پشت سرم می ریخته اند،
یعنی می خواهم بگویم هر آدمی که از کنارتان رد میشود
در واقع گونی سوراخِ پر از سلولی است که اگر رد سلول هایی که
پشت سرش می ریزند را دنبال کنید به جایی می رسید که
شاید شبیه خانه باشد، شاید شبیه اداره، شاید شبیه نیکمت پارک یا
هرجایی که آن آدم چندین بار خودش را از دست داده است.
خواستم بگویم شاید انگشتان دستی که
بین انگشتان دیگری قفل می شد، آن لب هایی که با دیگری می خندید و
آن پاهایی که روی سنگفرش پیاده روها به دنبال دیگری
می دویدند ریز به ریز و خرد خرد روی جاده ها و خیابان ها پاشیده است،
طوری که نمیتوان بصورت حجمی منسجم دیدشان.
خواستم بگویم با این حساب همه ی آدم ها از جایی به بعد دور ریختنی اند،
خواستم بگویم شاید همین الان پایم را روی ذرات چشم کسی گذاشته ام. 
خواستم بگویم شاید دفعه بعد که به حمام می روی،آب ذره های تو را به دور دست ترین نقطه ای ببرد که خودت نرفته باشی.
خواستم بگویم شاید بارها و بارها ذره هایت یکجا جمع شده اند و کسی را در آغوش گرفته اند که نمیشناسی اش.
خواستم همه این ها را بگویم اما مطمئنم توی بدن همه ی آدم ها یک سری سلول وجود دارند که نه کُند میشوند و نه کَنده.
خواستم بگویم این سلول های خاص وظیفه دارند که خاطرات را نگه دارند،
خواستم بگویم همین ها آدم را به کشتن میدهند......

]]>
کجا برم 2018-04-10T07:31:17+01:00 2018-04-10T07:31:17+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/150 Navvab M. کجا باید برم که تو هر ثانیه م تو رو اونجا نبینمکجا باید برم که بازم تا ابد به پای تو نشینمقراره بعد تو چه روزایی من تو تنهایی ببینمدیگه هر جا برم چه فرقی میکنه از عشق تو همینمجوونیمو سفر کردم که از تو دورشم یک دمکجا باید برم تا یه دنیا خاطرات تو رو یادم نیارهکجا باید برم که یک شب فکر تو منو راحت بزارهچه کردم با خودم که مرگ و زندگی برام فرقی ندارهمحاله مثل من توی این حال بد کسی طاقت بیارهکجا باید برمکجا باید برم...

کجا باید برم که تو هر ثانیه م تو رو اونجا نبینم
کجا باید برم که بازم تا ابد به پای تو نشینم
قراره بعد تو چه روزایی من تو تنهایی ببینم
دیگه هر جا برم چه فرقی میکنه از عشق تو همینم
جوونیمو سفر کردم که از تو دورشم یک دم
کجا باید برم تا یه دنیا خاطرات تو رو یادم نیاره
کجا باید برم که یک شب فکر تو منو راحت بزاره
چه کردم با خودم که مرگ و زندگی برام فرقی نداره
محاله مثل من توی این حال بد کسی طاقت بیاره
کجا باید برم
کجا باید برم...
]]>
خواب 2018-04-07T19:31:00+01:00 2018-04-07T19:31:00+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/143 Navvab M. می دونی چرا شبا به هر سمتی می چرخی خوابت نمی بره؟چون یادت میره قبل خواب به اونیکه هیچوقت دوستش نداشتی فکر کنی،اونیکه هیچوقت درست ندیدیش.اونیکه هر شب توی خواب منتظر می موند که بهش سر بزنی،اما تو عادتت شده بود چشم انتظار گذاشتنش...کاش توی خواب،دنیا اون شکلی که میخواستیم بود...امروز باد تندی اومد و در رو محکم کوبید،از جا پریدم فکر کردم سر زده بهم سر زدی،از جا پریدم فکر کردم چه خوبه کلیدارو هنوز داریشون،از جا پریدم فکر کردم چایی و صبونه هایی که باهم میخوردیم چقدر بچسبه به جفتمون،از جا پریدم، و

می دونی چرا شبا به هر سمتی می چرخی خوابت نمی بره؟
چون یادت میره قبل خواب به اونیکه هیچوقت دوستش نداشتی فکر کنی،
اونیکه هیچوقت درست ندیدیش.
اونیکه هر شب توی خواب منتظر می موند که بهش سر بزنی،
اما تو عادتت شده بود چشم انتظار گذاشتنش...
کاش توی خواب،دنیا اون شکلی که میخواستیم بود...
امروز باد تندی اومد و در رو محکم کوبید،
از جا پریدم فکر کردم سر زده بهم سر زدی،
از جا پریدم فکر کردم چه خوبه کلیدارو هنوز داریشون،
از جا پریدم فکر کردم چایی و صبونه هایی که باهم میخوردیم چقدر بچسبه به جفتمون،
از جا پریدم، ولی هیچی نبود،
هیچکی نبود،
فقط باد بود که داشت نیومده می رفت......


]]>
اعتماد 2018-04-07T04:14:31+01:00 2018-04-07T04:14:31+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/140 Navvab M. درسته که تکیه به دیوار در حال ریزش حماقته،ولی فکرشو بکنوقتی بعد از گذروندن یه راه طولانی و خسته کننده،دلت یه سایه ی خنک و یه تکیه گاه بی دغدغه بخواد،اونموقع میگی ایشالله که آجری ازش تکون نمیخوره...ولی وقتی تک تک آجرها،مثل شادباش عروسی ریخت رو سرت،اونوقت میفهمی کههمیشه حرف دل آدم با ایشالله ماشالله جور در نمیاد!وقتی دلت بت میگه عاشقش شدی،وقتی میری که به دیوارش تکیه کنی،حداقل یادت باشه هرچقدرم دیوار های این دنیا رو محکم تر بسازن،باز احتمال ریختنش هست،بر خلاف اون چیزی ک

درسته که تکیه به دیوار در حال ریزش حماقته،
ولی فکرشو بکن
وقتی بعد از گذروندن یه راه طولانی و خسته کننده،
دلت یه سایه ی خنک و یه تکیه گاه بی دغدغه بخواد،
اونموقع میگی ایشالله که آجری ازش تکون نمیخوره...
ولی وقتی تک تک آجرها،
مثل شادباش عروسی ریخت رو سرت،
اونوقت میفهمی که
همیشه حرف دل آدم با ایشالله ماشالله جور در نمیاد!
وقتی دلت بت میگه عاشقش شدی،
وقتی میری که به دیوارش تکیه کنی،
حداقل یادت باشه هرچقدرم دیوار های این دنیا رو محکم تر بسازن،باز احتمال ریختنش هست،بر خلاف اون چیزی که فکرشو میکنی...

مربی سیرک هر روز میره توی قفس شیر و تمساح، ته دلش می دونه شاید ایندفعه وقتی بیرون اومد، دستاش رو اون تو جا بذاره. هر چند چاره ای جز رفتن تو قفس نداره. 

بیا اینم دستای من،
برای تو،
هرکاری دوست داشتی باهاش بکن،
فقط یادت باشه خودم این دستا رو بهت دادم،
خودم گذاشتمش تو دستات،
خودم گذاشتمش رو موهات، رو لب هات،
با وجود اینکه می دونستم همیشه حرف دل آدم با ایشالله ماشالله جور در نمیاد!

]]>
صدات 2018-03-30T03:16:19+01:00 2018-03-30T03:16:19+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/137 Navvab M. کاش می شد دستاتو قرض میکردم باز کنارم تورو فرض میکردمتا خودِ صبح قدم می زدیم توو خیابون...لعنــــــــتبه حسی که نزاشته هیچکسی به جات بیاد،به کسی که تا همیشه پشتت بود تو سختیاهمون که پا گذاشتی رو دلش که از غمت پره...لعنــــــــتبه کل خاطراتمون که با تو داشتموبه من که زندگیمو پای تو گذاشتموهمون که روز و شب رو اسم تو قسم میخوره...حقِ من نیست چشاتو نبینمباز نتونم کنارت بشینماز تو تنها همین غصه هات مونده پیشمخاطراتت یه کوهه رو دوشمباز می پیچه صدات تووی گوشمدارم اینجا بدون تو دیوونه میشم...

کاش می شد دستاتو قرض میکردم
باز کنارم تورو فرض میکردم
تا خودِ صبح قدم می زدیم توو خیابون...

لعنــــــــت
به حسی که نزاشته هیچکسی به جات بیاد،
به کسی که تا همیشه پشتت بود تو سختیا
همون که پا گذاشتی رو دلش که از غمت پره...

لعنــــــــت
به کل خاطراتمون که با تو داشتمو
به من که زندگیمو پای تو گذاشتمو
همون که روز و شب رو اسم تو قسم میخوره...

حقِ من نیست چشاتو نبینم
باز نتونم کنارت بشینم
از تو تنها همین غصه هات مونده پیشم
خاطراتت یه کوهه رو دوشم
باز می پیچه صدات تووی گوشم
دارم اینجا بدون تو دیوونه میشم...
]]>
مرد 2018-03-27T20:46:49+01:00 2018-03-27T20:46:49+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/136 Navvab M. مرد بودم پای دوست داشتنت ایستادم.آدم نبودی!شکستم،فرو ریختموماه هاست که ایستاده مرده ام!

مرد بودم
پای دوست داشتنت ایستادم.
آدم نبودی!
شکستم،فرو ریختم
وماه هاست که ایستاده مرده ام!
]]>
عید 2018-03-21T08:31:30+01:00 2018-03-21T08:31:30+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/134 Navvab M. اینم از سال 97و من همچنان دارم می نویسم و می نویسم و می نویسمبرای کسی که نیستگریم میگیره وقتی میگن عیدت مبارکگریم میگیره وقتی میبینم اون که همه دنیای من بود منت دیگری رو میکشههمه جا دستشو بگیریهمه جا کمکش کنیهمه جوره هواشو داشته باشیاما اوناینجوری تنهات بزاره و بگهیکیو جایگزینم کن!وقتی وابسته م کردی؛وقتی داغونم کردیبا اون عمری که صرف تو شد با اون احساسی که خرج تو شدمگه دلی می مونه که من برم با کسی دیگه...

اینم از سال 97
و من همچنان دارم می نویسم و می نویسم و می نویسم
برای کسی که نیست
گریم میگیره وقتی میگن عیدت مبارک
گریم میگیره وقتی میبینم اون که همه دنیای من بود منت دیگری رو میکشه
همه جا دستشو بگیری
همه جا کمکش کنی
همه جوره هواشو داشته باشی
اما اون
اینجوری تنهات بزاره و بگه
یکیو جایگزینم کن!
وقتی وابسته م کردی؛وقتی داغونم کردی
با اون عمری که صرف تو شد با اون احساسی که خرج تو شد
مگه دلی می مونه که من برم با کسی دیگه...


]]>
کجایی 2018-03-19T07:51:54+01:00 2018-03-19T07:51:54+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/132 Navvab M. کجایی با که هستیدلت در آرزوی دیدن کیست؟!به هوشی یا که مستیچرا از یار دیرینت خبر نیستبگو آیا دلت کرده هوای عشق تازه،که در ویرونه قلبت ز یاد من اثر نیستمرا دیگر نمی خواهیخودم این قصه می دانممرا دیگر نمی خواهی...ای کاش که از حال دل من خبرت بودای کاش دمی از سر کویم گذرت بودمن مرغ اسیرم که ندارم پر پروازای کاش که کاشانه من زیر پرت بود...

کجایی با که هستی
دلت در آرزوی دیدن کیست؟!
به هوشی یا که مستی
چرا از یار دیرینت خبر نیست
بگو آیا دلت کرده هوای عشق تازه،
که در ویرونه قلبت ز یاد من اثر نیست
مرا دیگر نمی خواهی
خودم این قصه می دانم
مرا دیگر نمی خواهی...
ای کاش که از حال دل من خبرت بود
ای کاش دمی از سر کویم گذرت بود
من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز
ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود...
]]>
منو تهران 2018-03-17T08:47:55+01:00 2018-03-17T08:47:55+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/133 Navvab M. یهو میذاره میرهمیزنه به سرش منو تنها میذارهولی می مونه غمششبو بی خوابیمن تنهام با یه نور شمعهر بار صدات زدم دورتر شدی ازمدل بریدی از این منه دیوونهاین کارات تو دلم می مونه وای از این عشقو زخمای تو سینهمنو تهرانو شبای غمگینهمن باختم زندگیمو دوباره برگردنه نمیخوام بسازم دوباره با دردمن هنوزم همونم نگو دوسم ندارینگو نمیشه با من بسازی...


یهو میذاره میره

میزنه به سرش منو تنها میذاره
ولی می مونه غمش
شبو بی خوابی
من تنهام با یه نور شمع
هر بار صدات زدم دورتر شدی ازم

دل بریدی از این منه دیوونه
این کارات تو دلم می مونه 
وای از این عشقو زخمای تو سینه
منو تهرانو شبای غمگینه

من باختم زندگیمو دوباره برگرد
نه نمیخوام بسازم دوباره با درد
من هنوزم همونم نگو دوسم نداری
نگو نمیشه با من بسازی...

]]>
رفت 2018-03-12T21:06:22+01:00 2018-03-12T21:06:22+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/131 Navvab M. رفت،واسه همیشه رفت،ساعت ۱۲:۳۰ شبه و دارم از تهران برمیگردم،چشام زل زدن به چراغای بزرگراه،چه سکوتی... اشکام بی اختیار میریزه رو گونه هامینی قراره یکی دیگه بغلش کنه؟چه فکر زجرآوریکاش میتونستم برم جایی که هیچکس نباشهعیدو چیکار کنم...

رفت،واسه همیشه رفت،ساعت ۱۲:۳۰ شبه و 
دارم از تهران برمیگردم،چشام زل زدن به چراغای بزرگراه،چه سکوتی...
اشکام بی اختیار میریزه رو گونه هام
ینی قراره یکی دیگه بغلش کنه؟چه فکر زجرآوری
کاش میتونستم برم جایی که هیچکس نباشه
عیدو چیکار کنم...
]]>
روزی که... 2018-03-06T19:12:12+01:00 2018-03-06T19:12:12+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/130 Navvab M. سلامتی روزی کهدختر کوچولوم بیاد پیشم بگهآقای محترم به خانومت یه چیزی بگو دیونم کرده!اونوقت عشقم زیر چشمی حواسش به ما باشهمنم به دخترم بگمپس من چی بگم بابایی که یه عمری دیونشم...

سلامتی روزی که
دختر کوچولوم بیاد پیشم بگه
آقای محترم به خانومت یه چیزی بگو دیونم کرده!
اونوقت عشقم زیر چشمی حواسش به ما باشه
منم به دخترم بگم
پس من چی بگم بابایی که یه عمری دیونشم...
]]>
بی کس 2018-03-04T19:17:51+01:00 2018-03-04T19:17:51+01:00 tag:http://puni.mihanblog.com/post/129 Navvab M. همه توی خواب نازومنم به فکر چشای ناز اون!بیاد روزایی که من میرقصیدمهی با ساز اون...نفس گیرترین دقایق نتونست بمونه عاشقبازم معرفت داشت بهونه نیاوردرو راست گفت اونو میخوامازم معذرت خواست وگفت خیلی مردی و شرمندتم اونو میخوامبه پهنای صورت براش گریه کردمغمو هدیه کردم به قلبمبراش قرض کردمبراش نذر کردمبمونه تا تسکین شه دردماگه زیر چشام گود افتادتوی شهر چو افتاد که فلانی بی کس شداگه دیدی غرورم له شدزندگیم مشکل شدچون زمونه برعکس شدهمیشه یه زخمی باهامهکه هیچ وقت دیگه خوب نمیشهکسی جات نمیادچون

همه توی خواب نازو
منم به فکر چشای ناز اون!
بیاد روزایی که من میرقصیدم
هی با ساز اون...
نفس گیرترین دقایق نتونست بمونه عاشق
بازم معرفت داشت بهونه نیاورد
رو راست گفت اونو میخوام
ازم معذرت خواست و
گفت خیلی مردی و شرمندتم اونو میخوام
به پهنای صورت براش گریه کردم
غمو هدیه کردم به قلبم
براش قرض کردم
براش نذر کردم
بمونه تا تسکین شه دردم
اگه زیر چشام گود افتاد
توی شهر چو افتاد که فلانی بی کس شد
اگه دیدی غرورم له شد
زندگیم مشکل شد
چون زمونه برعکس شد
همیشه یه زخمی باهامه
که هیچ وقت دیگه خوب نمیشه
کسی جات نمیاد
چون اینقدر مثله تو محبوب نمیشه
چجوری تونستی نمونی تا من اشک نریزم
خدا دید که مردم تا گفتی خدافظ عزیزم...

ساعت ۲۳:۳۵
]]>