درباره وبلاگ


بیا دختــــــرم
بیا زیبـــــــــــای بارانی
بیا که پدرت،پســــــــری تنهاست...

مدیر وبلاگ : . NaFa .
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چه پست هایی رو دوس داشتین؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
SEO
کوچه بی نام





یه طرفه دوست داشتنِ کسی قشنگ نیست
آروم آروم بعد غروب خورشید،
انتظار واسه کسی که حسی بهت نداره قشنگ نیست
هی فکر و هی فکر،
دیدن همزادِ کسی که براش مهم نیستی قشنگ نیست
تنهایی توی اتاق تنهایی،
شنیدن اسم اونی که دوستت نداره قشنگ نیست
غصه پشت غصه،
نگاه کردن به عکسای اونی که براش با بقیه فرقی نداری قشنگ نیست
یادش می افتی و یادش می افتی،
انتظارِ یه پیام، از کسی که از دلت خبر نداره قشنگ نیست
نوشتن و نوشتن و نوشتن،
واسه کسی که دلش از سنگه قشنگ نیست....








نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : غروب، خورشید، قشنگ، همزاد، نوشتن، سنگ، اتاق،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 27 خرداد 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()

شاید تلخ ترین لحظه ی زندگی یه نفر،
دیدنِ عشقش کنارِ یه آدم دیگه باشه
نمیدونم شاید برا همه اینجوری نباشه
ولی من که همه جور تلخی رو توی زندگیم تجربه کردم میگم که
بدترین و تلخ ترین اتفاق دنیا همینه...
بدترین و تلخ ترین اتفاق دنیا اینه که عشقتو،
همه زندگیتو،
کسی که وقتی پیشت میومد از ذوقِ داشتنش دستای
کوچیکشو بوسه بارون میکردی،
کسی که وسطِ بوسه روی دستش بی اختیار گریه ت میگرفت
کسی که حاضر بودی جونتم براش بدی رو
یه روزی کنار همسرش ببینی...
همون دستارو ببینی یه آدم دیگه تو دستاش گرفته...
ببینی دستاشو دور شونه ی عشقت حلقه کرده و
میکشه سمت خودش
با دیدنش دلت هزار تیکه میشه
میگی آخ
بازوش درد نگیره...
اخه تو وقتی دستشو میگرفتی،
دلت نمیومد حتی محکم فشارش بدی
آخه میترسیدی دردش بیاد...
الان دلت میسوزه
دلت میسوزه،
آخه حتی حواست به نحوه ی گرفتنِ دستشم بود...





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : تلخی، دستاش، همسرانه، همسر، همسرش، باران، زندگی،
لینک های مرتبط :


شنبه 24 خرداد 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()

مادرم؟درد و بلات به جونم مادرم
مادر باز چی شد؟
چرا پات زخم شد؟
چشمام فدای پاهات مادر
چرا آخه؟
چی شد باز درد و بلات به جونم؟
میدونم ناراحت من بودی
میدونم انقد غصه ی حال بد منو خوردی
میدونم طاقت نداشتی منو رو تخت بیمارستان ببینی
میدونم بخاطر من اینجوری شد
کاش بودم کنارت نمیزاشتم
کاش بودم دستتو میگرفتم نمیزاشتم پات زخم بشه...
کاش بودم پای زخمیتو بغل میکردم...
لالایی مادر خوبم
تویی پروانه ی باغم
لالایی باور خونم...
تویی گلریز گلدونم...
لالایی مادر تنهام...
امیدم هست یک روزی
در آن فردوس جاویدان
که گویند زیر پایت هست...
لالایی خوانی ام...مادر
همان آوای مهر نیک
همان لالایی افسون
لالایی مادر خوبم
لالایی باور خونه م
تویی افسانه ی من
تویی ناموس این گلشن...
بیا یک هاله از تندیس لادن شو...
امید آخرم ، مادر
بدون تو مادر،
ندارد خانه ام روشن...
ندارد شانه ام یاری...
لالایی مادرم، خورشید
لالایی ماه...ماهستان
بیا این کودکت تنهاست...
امیدش سایه ی فرداست...
تویی لالایی گریه...
بیا این کودکت تنهاست
بیا این کودکت برجاست...
لالایی مادر خوبم
لالایی مادر خونم...






نوع مطلب :
برچسب ها : مادر، مادرم، مادرانه،
لینک های مرتبط : مادر، خدا،


یکشنبه 11 خرداد 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()


( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic