درباره وبلاگ


بیا دختــــــرم
بیا زیبـــــــــــای بارانی
بیا که پدرت،پســــــــری تنهاست...

مدیر وبلاگ : . NaFa .
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چه پست هایی رو دوس داشتین؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
SEO
کوچه بی نام





از دست دلم دیونه شدم...
دست از سرم بر نمیداره،
اگه بدونی قلبم و مغزم چه جنگی واسه خودشون را انداختن؟!
قلبم مجبورم میکنه به نوشتن
مغزم میگه ننویس،
برا چی مینویسی؟برا کی مینویسی؟
قلبم یاد خاطرات خوب میفته،
مغزم خاطرت بدو یادم میاره...
آخرش این مغزمه که از پا در میاد...
تعجبم نمیکنم چون از بچگی خودم احساسی بودنمو درک میکردم...
یادمه ۵-۶ سالم بود
من و خواهرم که ازم یه سال کوچیکتره 
باهم میرفتیم خونه داییم،زن داییم خواهرش خونه ی اونا زندگی میکرد
یه دختر تقریبا ۲۲-۲۳ ساله بود،موهای بور و بلند و چهره ی زیبایی داشت،وقتی منو خواهرم از در میرفتیم داخل بدو بدو میومد خواهرمو بغل میکرد میرفت کنار حوض می نشست و کلی قربون صدقش میرفت،خواهرم چشاش عسلی و مث خودش تقریبا موهای بلند ولی خرمایی رنگ داشت،اونو بغل میکرد،نازش میکرد و ساعتها باهاش حرف میزد...،منم از یه گوشه باغچه نگاشون میکردم و یه جورایی حسودیم میشد
از اینکه بغلش میکرد،از اینکه نازش میکرد،از اینکه بوسش میکرد...
اما منو انگار اصلا نمیدید....
دلم میگرفت و برا خودم مشغول میشدم خاک بازی،ولی همش دلم پیش اونا بود....
الان درسته بزرگ شدم ولی انگار همون پسر بچه ی کوچیکم که دلش میخواست یه بار بغلش کنن...
بعد مدتها کسی رو پیدا کرده بودم که دوسم داشت،بغلم میکرد، بغلشو با دنیا عوض نمیکردم،سرمو میزاشتم رو پاش نازم میکرد،دستمو بوس میکرد...
هر کاری میکردم تا از پیشم نره،هر کاری که از دستم بر میومد...
اما یهو منو از بغلش انداخت دور...
جوری که ۵ سالگیم یادم بیفته و همون حس تمام وجودمو بگیره
حس اینکه الان یکی دیگه تو بغلشه...
حس اینکه یکی دیگه رو ناز میکنه...
حس اینکه یکی دیگه رو میبوسه...
حس اینکه حرف زدن و مهربونیاش مال یکی دیگه شده....
هیچکی نمیتونه مث من از ته دل دردشو حس کنه،
چون ۵ سالگیم عین فیلم جلو چشممه....







نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : خاطره، خاک بازی، پنج سالگی، درد، قربون صدقه، خواهر، عسلی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 خرداد 1398 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic