دلم می خواست گریه کنم...هر دفعه که می دیدمت...دلم می خواست پیشم بودی 

تا از غمام بگم بهت ... آخ که دلم پر از غمه ... چشام بارونه نم نمه

هر چقدر که بگم برات از غصه هام بازم کمه ... از یه طرف ... دوست دارم

دلم میخواد پیشم باشی ... از یه طرف نیستی و فکرت نمک رو زخمم میپاشه

غیر از غمه دوری تو هزار تا غم تو دل دارم ...

عین یه ابر هی می بارم امشب دلم پر از غمه? ... انگار قلبم نمیزنه

کاش که میشد کبوتر زندگی امشب بپره ... اگه که زودتر بمیرم از غصه خوردن بهتره

چرا چرا نمیبینه خدا که این چشام همش تره

آخه چرا خدا قلب شکستمو دیونه کرد...از بس شدم اسیر غم...شده وجودم سرد سرد 

توی وجود سرد من یه چیزی شعله میکشه...آره میدونم ای خدا شعله ی عشق سر میکشه

آتش دوزخ به خدا از آتش عشق بهتره...هر دفعه که می بینمش...قلبمو با خود میبره....