شبیه تورو ندیدم که بهم بگه عزیزم
ولی ته قصه بره و بده فریبم
تو چشام بازم اشک بشه جمع
واسه دیدن چشاش ِ پُره درد ِ دلم
همه چیمو بهش تکیه کنم
با کسی باشم که باشه شبیه خودم ولی حیف،
حیف که دیگه غریبه شده و من، پُر شده ِ از غریبه دورم
چرا دور شدی از من تو کور شدی حتماً
که ندیدی چقدر به تو من خوبی کردم
یه درد توی مغزم
یه عقده با یه رفتن
یه حسی بدی که همه ی شهر ردت کردن
مثه سرطان شدی واسه من
که میکشونه منو هر لحظه دائماً پیش ِ تو،
پیش خاطراتمون،پیش وقتایی که تو فقط بودی واسه من....