تبلیغات
کوچه ی بینام
کوچه ی بینام
درباره وبلاگ


.
پشت حصار تنهایی ام
پیچکی روییده
یادگاری از دوست
برای سال های دلتنگی...
.
.
.
مدیر وبلاگ : NaFa .



صفحات جانبی
بیت کوین ثروت

پیوندهای روزانه
فروشگاه ایران5040
فروش ساعت مچی
دانلود آهنگ های جدید | ضربان موزیک
ثبت آگهی
دارالترجمه رسمی
آشپزخانه صنعتی
سقف متحرک
تجهیزات آزمایشگاهی
طراحی رستوران
دارالترجمه رسمی
طراحی نما
ساخت وبلاگ
تبادل هوشمند
تبادل اکسیف
اینم تبادل
وبلاگدهی
تبادل لینک رایگان
تبادل لینک سه طرفه
تبادل لینک
تبلیغات رایگان
تبادل لینک با پیج رنک 5
گلدسته
طراحی سایت اندروید
معرفی سایت
تبادل لینک رایگان|هوشمند
سیستم تبادل لینک رایگان
پارتیشن و مبلمان اداری
تبادل لینک قناس
استاربینو
متن آهنگ
هوادار موزیک
آپلود عکس
بی باک موزیک
دایرکتوری تبادل لینک رایگان
تبادل لینک
تبادل شونصد طرفه
تبادل لینک رایگان
خرید بک لینک قوی
تبادل لینک
طراحی وب
سیستم تبلیغات کلیکی بنری
دانلود آهنگ های جدید
تبادل لینک اتوماتیک
دانلود آهنگ شاد
دانلود آهنگ جدید
تبادل لینک
لاگر
سایت تبادل لینک رایگان
خرید پستی ارزان
خرید پستی
پرداخت قبض
راهنمای گردشگری
خرید عینک آفتابی
قیمت خودرو
فروشگاه اینترنتی
شارژ مستقیم ایرانسل
خرید ساعت
آپلود عکس
آپلود عکس
آپلود عکس
مرکز فروش لایسنس قانونی و معتبر
بیتکوین
بیت کوین رایگان
خرید پستی
خرید عینک آفتابی
خرید ساعت
شب صدا
علوم انسانی
دانلود مرورگر پرسرعت ۲۰۱۹
خرید پستی
دانلود پایان نامه
دانلود فیلم ایرانی
ــ وبـلاگ نویسی بهـترــ
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه

نویسندگان
NaFa . (60)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : NaFa .

عکس قلبی که کشیدم روی دیوار هنوز اونجاست
هنوز اون نقش قدیمی مثل من یکه و تنهاست
کاشکی میشد نقش یک دل جفتِ اون دل می کشیدی
کاشکی از این در و دیوار غصه هامو می شنیدی





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 23 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : NaFa .
سلام
یه مدت بود دیگه خوابم نمیومدی،
اما امشب دوباره اومدی به خوابم،
آخه بعد مدت ها عکس صفحه اینستامو عوض کردم،
نمیدونم شاید پیجمو نگا کردی و...
ولی فک نمیکنم،من دیگه حتی توی ذهنتم جایی ندارم...
چقد حس عجیبی بهم دست میده وقتی خوابم میای،
انگار باعث میشه حس دلتنگیم نسبت بهت شدیدتر بشه،
همیناس که باعث میشه نتونم فراموشت کنم،
دستمم از همه چی و همه جا کوتاس،تنها کاری که
از دستم بر میاد نوشتنه،
انقد پریشونم،انقد حالم داغونه که دلم میخواد 
همین الان پاشم برم جایی،نمیدونم کجا فقط برم
چشمام خیس اشکه بخدا،آخه خواب دیدم خونمون تنهام
صدای زنگ درو شنیدم،اومدم درو باز کردم دیدم تویی.......
زبونم بند اومده بود،هیچی نمیتونستم بگم
یهو خودت اومدی داخل،اومدیم تو پذیرایی نشستیم
اومده بودی حالمو بپرسی،داشتم ازت گله میکردم که چرا نبودی،
که از نبودت دق کردم تنهایی،ولی خیلی خوشحال بودم که اومدی خونمون،
حس خاصی داشتم،حسی که نمیتونم توصیفش کنم،حس خوشحالی از
اینکه آدم به عشقش رسیده باشه و همسرش بشه...
آخ که نمیدونی چه آتیشی میگیرم اینارو مینویسمو تو ذهنم به این فک میکنم که الان
همسر یکی دیگه شدی....،کاش میدونستی چقد دوستت دارم،کاش اینجوری تنهام نمیذاشتی،مطمینم یه روزی این جملاتو بخونی خودت گریت میگیره به اینکه دلم چقد بدبخت بوده.....
آره کلی داشتیم باهم حرف میزدیم که یهو مامانم اومد خونه
تو رو که دید تعجب نکرد،نشست و شروع کردی احوالپرسی و
صحبت کردن....،مامانم ازت پرسید چه خبر؟الان کجایی؟
گفتی اصفهان...........
موقع شام بود،دیدم داری سفره پهن میکنی برا شام........
خدا..... چقد دلم آتیش میگره،آخه ارزوم بود همسرم بشی.......
از خواب پریدم...
و همون حال بدی که قبلا گفتمو دارم،انقد ناراحتیم شدیده که حالت تهوع دارم بازم
راستی اونروز خیلی حالم بد بود،یه قست سرم و قسم چپ فک پاینم چنان درد میکرد
که شبو تا صبح فقط به خودم پیچیدم،یهو دم صبح به سرم زد فشار سنج مامانمو بردارم و فشارمو اندازه بگیرم،گرفتم دیدم آره فشارم ۱۹ شده،صبح پاشدم رفتم دکتر
گفت فشارت خیلی بالاست،بهم سرم وصل کردنو فشارمو اوردن پایین،دکتر بهم گفت باید بری پیش متخصص قلب،رفتم و اونم گفت وضعت خوب نیست اگه فشارت کنترل نشه ممکنه حمله قلبی کنی....،من تو این سن...،حمله قلبی....
شاید تو بدونی چه استرسی بعد رفتنت بهم وارد شده،چه فشار روحی رو تحمل کردم و میکنم،بلاخره هرکی بود روانی میشد،من تحمل کردم،اینجوری از قلبم زد بیرون....،قلبی که طاقت نداشت پا روی موچه بذاره......
من هیچ وقت از پیشت نمیرفتم،این دل بدبختمو همیشه زیر پات پهن میکردم
اما اونروز که به دوستم نیما گفتم امتحانت کنه،وقتی دیدم در عرض نیم ساعت باهاش
قرار گذاشتی،وقتی دیدم عکسایی که بهت میفرستاد دقیقا شبیه پسرایی بود که به هیچ دختری رحم نمیکنن و حتی بهت پیشنهاد خونه خالی میداد و تو با این شرایط بهش میگفتی از اون پسرایی هست که دوس داری دوربرت باشن..........
همین باعث شد قبول کنم که بری،
رفتنت خیلی برام گرون تموم شد ولی خودم از قبل فهمیده بودم جایی تو زندگیت ندارم،و دختری که توی نیم ساعت رو ادمی مث من پا بزاره،حتما بعد ازدواجم میتونه....،به راحتی طلاق میگیره و زیر پا لهش کنه،من الان پیش خودم خورد شدم ولی بعد ازدواج تو اگه طلاق میگرفتی،پیش خیلیا خورد میشدم،
و من اینو نمیخواستم....






نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 22 اردیبهشت 1398 :: نویسنده : NaFa .
چرا رفتی پونه؟
چرا؟
تو خودتو راحت کردی،
تو رفتی و به قول خودت از چجوری راضی کردن مامانت راحت شدی!
اما این وسط من داغون شدم،هنوزم با گذشتن دو سال
حتی یه سر سوزن از حسم نسبت بهت کم نشده،
این ینی بدبختی
تا جای من نباشی نمیفهمی چی میگم،
یادته میگفتم من هیچ وقت نمیتونم فراموشت کنم؟
یادته میگفتم اگه مادرم......؟
من خیلی بدبختم
خیلی
بازم قلبمو بغل کردمو با گریه دارم مینوستم تا آروم شم
دلم آروم نمیگیره،
خیلی تنهام،هیشکی نیست باهاش درد دل کنم
دلم نوازش میخواد
کسی که سرمو بغل کنه،بگه غصه نخور من کنارتم
کسی که دستای مهربونمو بفهمه
چه جاهایی با همین دستا از دستت گرفتم یاته؟
یادته یه بار که داشتی حرف از جدایی میزدی دستامو
آوردم سمتت گفتم دلت میاد این دستارو ول کنی؟
نگاشون کردی و هیچی نگفتی، پشت سر یه آقا و خانوم داشتیم
قدم میزدیم،یادته انگشت اشارمو سمتشون گرفتم گفتم اگه
تو همینجوری با یه مرد دیگه ازدواج کنی و منو ول کنی،هیچ وقت بهت نمیگم چرا
اینکارو کردی؟هیچ وقت سرزنشت نمیکنم،بهت حق انتخاب میدم،چون
هر انسانی حق انتخاب داره؟یادته گفتی جدا بهم حق انتخاب میدی؟
گفتم آره،و الان تو اونی که میخواستی انتخاب کردی و من صدامم در نیومد
عوضش این روزارو تنهایی دارم میگذرونم،غصه ی نبودنت
غصه ی دوریت،تنهاییم
هی...
میدونی چه آتیش میگیرم وقتی حس میکنم الان با کس دیگه ای؟
این وسط فقط من زندگیم خراب شد،
اصلا امیدی به زندگی ندارم،فقط روزامو با این وضع دارم میگذرونم
چقد دلم تنگه،چقد دلم میخواد یکی دستشو بکشه رو سرم بگه
غصه نخور،دستای لرزونمو بگیره و قلبمو آرومم کنه،منم
بغلش کنم با چشای خیس اشکم بگم قبل از تو خیلی تنها بودم خیلی،
خیلی....






نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 20 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...