درباره وبلاگ


بیا دختــــــرم
بیا زیبـــــــــــای بارانی
بیا که پدرت،پســــــــری تنهاست...

مدیر وبلاگ : . NaFa .
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
چه پست هایی رو دوس داشتین؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
SEO
کوچه بی نام





نباید عاشقی کنید با آدمای بی حواس
تو این دنیای بی احساس عاشق بودن یه اشتباست
به هرکی رو زدم بهم یه روی خوش نشون نداد
واسه شکستن دلم یه ثانیه هم امون نداد
باید هر لحظه دور بشم تا کی غرورم اینجا خورد بشه
تنهایی خیلی بهتره تا که عاشق شی عشقت دور بشه
بهم میگن چرا دلت با هیچ نگاهی نمیلرزه
بهشون میگم آخه دلم از عاشقی میترسه
درِ دلمو بستم رو به عشقو عاشقی
خستم از هرچی رابطست
بریدم از هر کسی
بریدم از اینکه منو پس زد هر ناکسی...




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها : حواس، شکستن، تنهایی، عشقت، خسته، بریدم،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 4 تیر 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()

یه طرفه دوست داشتنِ کسی قشنگ نیست
آروم آروم بعد غروب خورشید،
انتظار واسه کسی که حسی بهت نداره قشنگ نیست
هی فکر و هی فکر،
دیدن همزادِ کسی که براش مهم نیستی قشنگ نیست
تنهایی توی اتاق تنهایی،
شنیدن اسم اونی که دوستت نداره قشنگ نیست
غصه پشت غصه،
نگاه کردن به عکسای اونی که براش با بقیه فرقی نداری قشنگ نیست
یادش می افتی و یادش می افتی،
انتظارِ یه پیام، از کسی که از دلت خبر نداره قشنگ نیست
نوشتن و نوشتن و نوشتن،
واسه کسی که دلش از سنگه قشنگ نیست....








نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : غروب، خورشید، قشنگ، همزاد، نوشتن، سنگ، اتاق،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 27 خرداد 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()

شاید تلخ ترین لحظه ی زندگی یه نفر،
دیدنِ عشقش کنارِ یه آدم دیگه باشه
نمیدونم شاید برا همه اینجوری نباشه
ولی من که همه جور تلخی رو توی زندگیم تجربه کردم میگم که
بدترین و تلخ ترین اتفاق دنیا همینه...
بدترین و تلخ ترین اتفاق دنیا اینه که عشقتو،
همه زندگیتو،
کسی که وقتی پیشت میومد از ذوقِ داشتنش دستای
کوچیکشو بوسه بارون میکردی،
کسی که وسطِ بوسه روی دستش بی اختیار گریه ت میگرفت
کسی که حاضر بودی جونتم براش بدی رو
یه روزی کنار همسرش ببینی...
همون دستارو ببینی یه آدم دیگه تو دستاش گرفته...
ببینی دستاشو دور شونه ی عشقت حلقه کرده و
میکشه سمت خودش
با دیدنش دلت هزار تیکه میشه
میگی آخ
بازوش درد نگیره...
اخه تو وقتی دستشو میگرفتی،
دلت نمیومد حتی محکم فشارش بدی
آخه میترسیدی دردش بیاد...
الان دلت میسوزه
دلت میسوزه،
آخه حتی حواست به نحوه ی گرفتنِ دستشم بود...





نوع مطلب : دلنوشته، 
برچسب ها : تلخی، دستاش، همسرانه، همسر، همسرش، باران، زندگی،
لینک های مرتبط :


شنبه 24 خرداد 1399 :: نویسنده : . NaFa .
نظرات ()


( کل صفحات : 30 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic