پونـــــــــه

بیداری؟

کجایی....؟
میای اشکامو پاک کنی؟



  • نظرات() 
  • مگه میشه


    << اگرچه دل به دیگری بست ، ولی جان ماست هنوز... >>.

    خدا میدونه سعدی این شعر رو با چه دردی نوشته....
    آدم واسه یه کنکور ذِپِرتی سه سال وقت میزاره چه برسه کسیو که میخواد تو زندگیت نقش مهمی رو به عنوان یه هم صحبت یا هم دم یا هم درد ایفا کنه. هر کاریش کنی باز یه مسیر هست که باهاش خاطره داری یه مناسبت یه تاریخ خاص یه کافه یه شهر. آدما وقتی وارد زندگی هم میشن یه بانک محبت و تنفر تو دل هم باز میکنن. وقتی مبلغ محبت بالا بره دیگه برداشتن این حساب از بانک دل خیلی سخت میشه. دل بستن خیلی آسونه ولی دل بریدن با این همه خاطره بدتر از مرگه. هرچقدرم که بگی فراموشش کردم پس هنوز بخاطرش داری که داری حرف از فراموش کردنش میزنی. ما که داریم این وضعو تحمل میکنیم،چه میشه کرد.... بهترین آرزوم واسه ی کسایی که مطالب وبلاگمو میخونن اینه که هرگز غم به دلتون نیاد و وقتی وارد زندگی کسی میشید و کسی وارد زندگیتون میشه همیشگی باشه....



  • نظرات() 
  • رفتم


    به دیگران حقِ انتخاب بدهیم...
    آدم ها حق دارند ما را نخواهند!
    یک بار برایِ همیشه از زندگیشان خط بخوریم، بهتر است تا یک عمر زیرِ فشارِ نخواستنشان له شویم...



  • نظرات() 



  • مرد تنها


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید : 18
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه : 4
    • بازدید ماه قبل : 7
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :