تبلیغات
کوچه ی بینام
کوچه ی بینام
درباره وبلاگ


.
پشت حصار تنهایی ام
پیچکی روییده
یادگاری از دوست
برای سال های دلتنگی...
.
.
.
مدیر وبلاگ : NaFa .



صفحات جانبی
بیت کوین ثروت

پیوندهای روزانه
فروشگاه ایران5040
فروش ساعت مچی
دانلود آهنگ های جدید | ضربان موزیک
ثبت آگهی
دارالترجمه رسمی
آشپزخانه صنعتی
سقف متحرک
تجهیزات آزمایشگاهی
طراحی رستوران
دارالترجمه رسمی
طراحی نما
ساخت وبلاگ
تبادل هوشمند
تبادل اکسیف
اینم تبادل
وبلاگدهی
تبادل لینک رایگان
تبادل لینک سه طرفه
تبادل لینک
تبلیغات رایگان
تبادل لینک با پیج رنک 5
گلدسته
طراحی سایت اندروید
معرفی سایت
تبادل لینک رایگان|هوشمند
سیستم تبادل لینک رایگان
پارتیشن و مبلمان اداری
تبادل لینک قناس
استاربینو
متن آهنگ
هوادار موزیک
آپلود عکس
بی باک موزیک
دایرکتوری تبادل لینک رایگان
تبادل لینک
تبادل شونصد طرفه
تبادل لینک رایگان
خرید بک لینک قوی
تبادل لینک
طراحی وب
سیستم تبلیغات کلیکی بنری
دانلود آهنگ های جدید
تبادل لینک اتوماتیک
دانلود آهنگ شاد
دانلود آهنگ جدید
تبادل لینک
لاگر
سایت تبادل لینک رایگان
خرید پستی ارزان
خرید پستی
پرداخت قبض
راهنمای گردشگری
خرید عینک آفتابی
قیمت خودرو
فروشگاه اینترنتی
شارژ مستقیم ایرانسل
خرید ساعت
آپلود عکس
آپلود عکس
آپلود عکس
مرکز فروش لایسنس قانونی و معتبر
بیتکوین
بیت کوین رایگان
خرید پستی
خرید عینک آفتابی
خرید ساعت
شب صدا
علوم انسانی
دانلود مرورگر پرسرعت ۲۰۱۹
خرید پستی
دانلود پایان نامه
دانلود فیلم ایرانی
ــ وبـلاگ نویسی بهـترــ
همه پیوندهای روزانه
ارسال پیوند روزانه

نویسندگان
NaFa . (60)

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


 
سه شنبه 11 تیر 1398 :: نویسنده : NaFa .

تو موندن بلد نبودی
حیف عشق من،
چیکار کردی با دلم
که هنوز،
خیسه ِ چشم من...





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 7 تیر 1398 :: نویسنده : NaFa .

دلت که آروم باشه،زود خوابت میبره....
خب خیالی نداری که نذاره چشات رو هم بیاد....
دلت آتیش باشه،مجبور میشی پاشی زانو هاتو بغل کنی و خیره به در و دیوار بمونی...
شاید قشنگ ترین شب واسه یه پسر توی تمام زندگیش شب خواستگاری باشه...
یاد شب خواستگاری افتادم،تلخ ترین شب زندگیم....
دل تو دلم نبود،
از همون لحظه که مادر زنگ در خونشونو زد،
چه رویاهایی برا خودم داشتم میبافتم....
از خریدن لباس عروس آبی گرفته تا نوشتن اسممون رو حلقه ها...
هی...
 آخرین روزایی که پیشم اومد و داشت از جدایی حرف میزد،مانتو آبی پوشیده بود،بین همه ی لباسایی که تاحالا پوشیده بود فقط اون مانتو توی ذهنم مونده....
رنگ آبی خیلی دوس داشتم،اما الان شده رنگ غصه م
هی...
چه رویاهایی برا خودم میبافتم...
فک کنم قصری که تو رویاهام داشتم میساختم ۲۰ دقیقه طول نکشید که همش رو سرم آوار شد،
مادر زنگ زد و گفت بیا دنبالم،دیگه خوب نیست بیشتر از این مزاحمشون بشیم........
وقتی این جملاتو با یه لحن خاص شنیدم
بغضمو قورت دادمو با یه صدای ضعیفی گفتم چشم
اون لحظه،تنها چیزی که میدیدم قطره قطره سقوط اشکام رو فرمون ماشین بود...
رفتم کنار کوچشون وایسادم،مادر که سوار ماشین شد،گفت مادرش خیلی بهم بی احترامی کرد،همینجوری مث یه تیکه چوب خشکم زده بود،هیچی نتونستم بگم و
سرمو انداختم پایین،چرا آخه؟!هنوزم برام جای سواله چرا با یه خواستگار اینجوری رفتار کنن...
شبشو اصلا نفهمیدم چجوری به صب رسوندم،انقد حالم بد بود که نمیتونستم حتی راحت نفس بکشم،
صبش با هزار بدبختی پا شدم رفتم سر کار،
هر نقطه ای از کارخونه که خلوت بود میرفتم اونجا و حرفای دیشب مادر یادم میفتادو یه ریز گریه میکردم....
،خیره به زمین،
لایه ی اشک دور مردمک چشمم،
جلومو اصلا نمیدیدم...
تنها چیزی که حس میکردم بادی بود که خاکای ریز اطرافو باخودش میاورد و میزد رو صورتم....
بعدش یاد حرفای خودش میفتادم که میگفت صبر کنی مامانمو راضی میکنم... 
با اینکه مادرو قد دنیا دوسش دارمو حاضر نیستم یه تار موشو با دنیا عوض کنم،ولی اونروز به خاطرش مادر هم رنجید...،
اما من بازم به حرفش گوش دادمو صبر کردم،میگف صبر کنی مامانمو راضی میکنم،
خیلی صبر کردم،
سه سال صبر کردم ولی بعد سه سال اومد گفت مامانم نمیزاره بهتره بری،
گفتم بزار من راضیش میکنم،
من با بزرگترا، با دوستای بابات صحبت میکنم کمک میکنن مامانتو راضی میکنیم
اما برگشت گفت اگه مامانمم بخواد،من دیگه نمیخوام....








نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 30 خرداد 1398 :: نویسنده : NaFa .

این که هنوز عاشقم و 
این که هنوز به یادتم
این که هنوز یه جا دارم
حتی توی خیالتم
این که دارم غرورمو
بدون تو میبازم
من که هنوز با همه چی
به خاطر تو میسازم،
هنوزم بهت وفادارم
هنوز فکر توئه کارم
بگو جونم که میدونی
پیشت اعتبار دارم،
هنوز از رو نرفتم که
ازت دست برنمیدارم
واسه دوست داشتنت این بار
دیگه شرطی نمیذارم
این که هنوز فکرتم و
عکست رو دیوار منه
این که هنوز آروم میشم
حرفتو هر کی بزنه
این که هنوز تو سینمی
 به جای قلبم میزنی،
غرقت شدم نمیدونم
که من توام   
یا تو منی...





نوع مطلب :
برچسب ها :


( کل صفحات : 20 )    1   2   3   4   5   6   7   ...