P o o n e H

اعتماد


درسته که تکیه به دیوار در حال ریزش حماقته،
ولی فکرشو بکن
وقتی بعد از گذروندن یه راه طولانی و خسته کننده،
دلت یه سایه ی خنک و یه تکیه گاه بی دغدغه بخواد،
اونموقع میگی ایشالله که آجری ازش تکون نمیخوره...
ولی وقتی تک تک آجرها،
مثل شادباش عروسی ریخت رو سرت،
اونوقت میفهمی که
همیشه حرف دل آدم با ایشالله ماشالله جور در نمیاد!
وقتی دلت بت میگه عاشقش شدی،
وقتی میری که به دیوارش تکیه کنی،
حداقل یادت باشه هرچقدرم دیوار های این دنیا رو محکم تر بسازن،باز احتمال ریختنش هست،بر خلاف اون چیزی که فکرشو میکنی...

مربی سیرک هر روز میره توی قفس شیر و تمساح، ته دلش می دونه شاید ایندفعه وقتی بیرون اومد، دستاش رو اون تو جا بذاره. هر چند چاره ای جز رفتن تو قفس نداره. 

بیا اینم دستای من،
برای تو،
هرکاری دوست داشتی باهاش بکن،
فقط یادت باشه خودم این دستا رو بهت دادم،
خودم گذاشتمش تو دستات،
خودم گذاشتمش رو موهات، رو لب هات،
با وجود اینکه می دونستم همیشه حرف دل آدم با ایشالله ماشالله جور در نمیاد!



  • نظرات() 
  • صدات


    کاش می شد دستاتو قرض میکردم
    باز کنارم تورو فرض میکردم
    تا خودِ صبح قدم می زدیم توو خیابون...

    لعنــــــــت
    به حسی که نزاشته هیچکسی به جات بیاد،
    به کسی که تا همیشه پشتت بود تو سختیا
    همون که پا گذاشتی رو دلش که از غمت پره...

    لعنــــــــت
    به کل خاطراتمون که با تو داشتمو
    به من که زندگیمو پای تو گذاشتمو
    همون که روز و شب رو اسم تو قسم میخوره...

    حقِ من نیست چشاتو نبینم
    باز نتونم کنارت بشینم
    از تو تنها همین غصه هات مونده پیشم
    خاطراتت یه کوهه رو دوشم
    باز می پیچه صدات تووی گوشم
    دارم اینجا بدون تو دیوونه میشم...



  • نظرات() 
  • مرد


    مرد بودم
    پای دوست داشتنت ایستادم.
    آدم نبودی!
    شکستم،فرو ریختم
    وماه هاست که ایستاده مرده ام!



  • نظرات() 


  • تبادل لینک اتوماتیک

    Online User

    Navvab M.


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :